مرتضى راوندى
87
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
زير خاك خدايى بر ما مهربان باش . » « 168 » يونانيان با آنكه از متمدنترين ملل باستانى بهشمار مىروند بيش از ديگر ملل جهان در گرداب انديشههاى خرافى غوطهور بودند . ساكنان جزيره كرت نير : . . . كوهها و غارها و سنگها و عدد سه و درختان ، ستونها و خورشيد و ماه و بز و مار و كبوتر و گاو را مىپرستيدند . . . براى دور ساختن ديوان ، بخور مىسوزانيدند و براى انگيختن خدايان غافل ، بوق مىزدند يا نى و چنگ مىنواختند . . . مردگان را در تابوتهاى گلين به خاك مىسپردند تا مبادا به آسانى به عالم زندگان بازگردند . براى آنكه مردگان در زير زمين خشنود باشند ، مقاديرى خوراك و وسايل نظافت نزد آنان مىگذاردند . . . در گور يك شطرنجباز ماهر ، يك نطع شطرنج مىنهادند و در گور يك خنياگر يك اركستر گلين ، و در گور يك دريادوست يك زورق مىگذاردند . « 169 » مىتوان خدايان اين سرزمين را به هفت گروه تقسيم كرد : « خدايان آسمان ، خدايان زمين ، خدايان حاصلخيزى ، خدايان حيوانات ، خدايان زيرزمين ، خدايان گذشتگان يا قهرمانان و خدايان اولومپوس . » « 170 » البته ذكر نام يكايك اين خدايان بسيار دشوار است . به قول يك شاعر گمنام « به - اندازهاى ارواح پاك و ناپاك در هوا موج مىزد كه امكان نداشت پر كاهى بتواند از خلال اين خدايان بگذرد . » عبادت يونانيان مانند خدايان يونانى گوناگون بود و از موسيقى و سرود و قربانى و دعا تشكيل مىشد و مؤمنان بوسيلهء قربانى و دعا از خشم خدا مىكاستند و يا كمك او را جلب مىكردند . معمولا براى قربانى چيزهاى گرانبها را برمىگزيدند : همهء مردم ، ميوهء باغ و بوستانها و درختان و دامهايى را كه خدا از خوردن آنها لذت مىبرد به او تقديم مىكردند . گاه افراد انسانى قربانى مىشدند ؛ چنان كه « آگاممنون » دختر خود و « آخيليوس » ده تن از جوانان ترويا را بخاطر دوستش قربانى كرد . گاه قربانيان را از فراز صخرهاى به زمين مىانداختند تا آپولون خشنود شود . اسپارتيان در عيد آرتهميس جوانان را تازيانه مىزدند و گاه ضربات تازيانه چنان شديد بود كه جوانان مىمردند . مردم آتن در هنگام قحط و غلا و شيوع طاعون و امراض ديگر يك يا چند نفر از افراد بشر را قربانى مىنمودند تا شهر خود را پاك سازند . هرساله در عيد « تارگهلى » « 171 » اين ماجرا تكرار مىشد . با گذشت زمان موضوع قربانى شدن بشر محدودتر شد . قربانى كردن حيوان بهجاى انسان از گامهاى بلند تمدن انسانى است . حيواناتى كه در يونان بيشتر قربانى مىشدند ، گاو و گوسفند و خوك بود . » « 172 » مردم عادى به انواع خرافات ايمان داشتند . بعضى از خرافهپرستان در آغاز روز با آب نه چشمه خويشتن را مىشستند و اگر در سر راه با گربهاى مصادف مىشدند آنقدر توقف مىكردند تا
--> ( 168 ) . همان ، ص 12 . ( 169 ) . ويل دورانت ، تاريخ تمدن ، ( كتاب دوم - بخش اول ) ترجمهء امير حسين آريانپور ، ص 26 به بعد . ( 170 ) . همان ، ص 302 ( 171 ) . Thargelia ( 172 ) . تاريخ تمدن ، ( كتاب دوم - بخش اول ) ، پيشين ، ص 302 .